سه ماهگی آلا
سلام خانومی.این روزا چقد زود میگذره.اصلا باور کردنی نیست.تقریبا دو ماه آخر بارداریم بود که همش میگفتم کی این چند وقتم بگذره و به دنیا بیای دیگه.حالا از اون موقع تقریبا پنج ماه میگذره.
خانوم گلم ماشالا به خنده هات.از خواب بیدار میشی با خودت میخندی.باهات حرف میزنیم میخندی.
هنوزم شبا دیر میخوابی.یه چند باری زودتر خوابیدی.ولی کلا دیر میخوابی.عوضش تا ظهر خوابی.بعضی وقتام کم خواب میشی،یه چرت کوتاه میزنی و بیشتر بیداری.
هم چنان فقط به کارای خونه میرسم.نمیتونم کار دیگه ای غیر از کارای روزمره انجام بدم.بابایی چند وقته باشگاه میره.یه راست از اداره میره باشگاه.دیروقت میاد.بین هفت و هشت شب.وقتیم میاد حسابی خستس.منم یه ده روزی هست که دوباره باشگاه میرم.خیلی سختمه.اصلا توان ندارم.به زور ورزش میکنم.کمی طول میکشه تا عادت کنم.دردسر دارم با این باشگاه رفتن.باید شما و داداشی رو یا ببرم خونه مادریتون،یا خونه مامانمم.همیشه یه ربع دیر میرسم باشگاه.سختیش تا عیده.انشاالله بعد از عید بهتر میشه.
خانومی دو شب پیش خیلی گریه زاری کردی.شمایی که تقریبل گریه نمیکنی اصلا آروم نمیشدی.شیرم نمیخوردی.دلت درد میکرد مامانی.دست میزدم به دلت،به خودت میپیچیدی و گریه زاری میکردی.آخر شب کمی شیر خوردی و خوابی.روز بعدش برزمت پیش متخصص.دست تنها بودم.سخت بود.رسیدم دیگه داشتن تعطیل میکردن.دکتر معاینت کرد گفت سرما نخوردیتو دهنتم برفک نزده.برای دل دردت شربت گرایپ واتر داد.گفت راینیتیدینتم نباید قطع میکردم.کپسول ازونیومم برات نوشت.چون شیر بالا میاری.با پودر پروتکسین.اولین بار بود اینطور جایی دوتاییتونو تنها میبردم.خداییشم آرش جونم اذیتم نکرد.خدا رو شکر داروتو دادم دل دردت خوب شد.ولی خوب دارو نمیخوری.برعکس داداش آرشت.آرش اصلا اذیت نمیکرد برای دارو خوردن.شما نصفشو میدی بیرون.کپسولو باید دونه هاشو بریزمـتو آبو بهت بدم.مکافاتی داریم باهاش.نمیخوریش.همش میدیش بیرون.قطره ویتامین آ د رو هم خیلی بد میخوری.چند بار پرت شد گلوت،نمیدونی به چه روزی افتادی.داشتی خفه میشدی.کلی بالا میاوردی و قرمز میشدی و خیلی سرفه میکردی.آب چشمتم در میومد.
چند روزه خوب شیر نمیخوری خانومی.بعضی وقتا به زور میخوری.باید راه برم و کلی ادا در بیارم تا بخوری.
چند وقتیم هست که وقتی گشنت میشه شصتتو میذاری دهنتو میک میزنی.دیگه سراغ شیرو نمیگیری.اینطوریم وقتی گشنته صدات در نمیاد.شصتتو میذاری دهنت،منم دیر متوجه میشم که گشنته.دکترم گفت این کارت طبیعیه.احتیاجی نیست کاری کنم ترکش کنی.
چهل و سه روزه که بودی خواستم گوشتو سوراخ کنم،بردمت درمانگاه،گفت هنوز زوده،ببر دم عید بیارش.عصر با بابایی بریم ببینیم گوشتو سوراخ میکنه یا نه.دایی علیت برات گوشواره کادو گرفته.هنوز نیومدن.قراره آخر اسفند بیان.
مامانی بعضی وقتا زور میزنی که از جات بلند شی!همش به خودت فشار میاری و سرتو بلند میکنی.تو خوابم به پهلو میذارمت،بعد میبینم به پشت خوابیدی!پاهاتم به هر جا بخوره،خودتو رو به عقب هول میدی.
فدات چند باری پیش اومده با صدا خندیدی.
متاسفانه چند روز پیش آرشی سرما خورد.خیلی طولانی شد.البته دکتر نبردیمش.خودمون بهش دارو دادیم.
از بس شبا دیر میخوابم همیشه خستم و بی انگیزه.حوصله هیچ کاریو ندارم.دلم میخواد یه روز کامل بخوابم.
گل مامان سه ماهگیت مبارک باشه عزیزم.قربونت برم انشاالله همیشه در پناه خداوند شاد و سلامت و عاقبت بخیر باشی.



سه ماهگی آلا
